شاد بودن هنر است "
افتخار من خنداندنِ مردمِ گریان است
" چارلی چاپلین "
دخترکوچکی هر روز پیاده به مدرسه
میرفت و بر میگشت. آن روز صبح هوا سرد و آسمان ابری بود، او پیاده به سوی مدرسه
راه افتاد.
بعد از ظهر که به خانه بر می گشت، هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و
رعد و برق شدیدی درگرفت.
مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت
از طوفان بترسد یا اینکه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، , با شنیدن صدای رعد و
دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله به طرف مدرسه دخترش حرکت
کرد.
اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در
حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد ، او میایستاد ، به آسمان نگاه
میکرد و لبخند می زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار میشد.
زمانیکه مادر
به دخترش رسید از او پرسید: چکار میکنی؟ چرا همین طور بین راه می ایستی؟
دخترک
پاسخ داد: من سعی میکنم صورتم قشنگ به نظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس
میگیرد و من شاد می شوم.
من لبخند میزنم به شقایق ها , به گل ها , به پرواز
پرنده ها , به آسمان , به خدا , و از این همه زیبائی شاد می شوم و لذت می برم
چارلی چاپلین نابغه ی عالَم سینما می
گوید :
" من برای کسی که با لبخند به مصافِ طوفان های زندگی می رود احترامی ویژه
قائلم "
امید است که خداوند همواره حامیِ شما بوده و هنگام رویاروئی با طوفان
های زندگی در کنارتان باشد
در هلند ، دانشمندان تستی را انجام
دادند:
بچههای مهد کودکی را به مزارع گلها بردند، و به آنها گفتند که در
مسیرهایی که بین ردیفهای گل وجود داشت بازی کنند ولی مواظب باشند که به گلها صدمه
نزنند.
نتیجهی این آزمون بسیار جالب بود؛
آنها ملاحظه میکنند جاهایی که بچهها در آن بازی کردند، گلها با نشاط تر و
شادابتر شدند و زودتر هم رشد کردند!
دانشمندان نتیجهی تحقیقاتشان را به دولت
هلند اعلام کردند.
دولت هلند بخشنامهای به مهد کودکها داد که هر مهد کودک موظف
شد هفتهای یک روز بچهها را به مراکز پرورش گل برده و اجازه بدهند تا در آنجا
بازی کنند
این کار باعث شد که محصول گلها به طرز چشمگیری افزایش پیدا کند و
کودکان نیز دارای نشاطی مضاعف شدند.
نشاط و شادابی نه فقط انسانها
بلکه به تمام موجودات زنده انرژی مثبت میدهد و عشق به زیستن را افزایش می بخشد و
بر عکس ......
محزون بودن , دنبال غم و غصه رفتن , باعث پائین آمدنِ کیفیتِ
زندگی شده و در نتیجه احساس منفی به زندگی افزایش می یابد.
بشکفد بار دگر لاله ی رنگینِ مراد
غنچه ی سرخِ
فروبسته ی دل باز شود
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز
روزگارِ دگری هست و
بهارانِ دگر
شاد بودن هنر است
شاد کردن هنری والاتر
لیک هرگز نپسندیم به
خویش
که چو یک شکلکِ بی جان شب و روز
بی خبر از همه خندان باشیم
بی غمی
دردِ بزرگیست که دور از ما باد
کاشکی آینه ای بود درون بین که در آن
خویش را
می دیدیم
آنچه پنهان بوَد از آینه ها می دیدیم
می شدیم آگه از آن نیرویِ
پاکیزه نهاد
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن
پیکِ پیروزی و امّید
شدن
شاد بودن هنر است
گَر به شادیِّ تو دل های دگر باشد شاد
زندگی صحنه ی
یکتایِ هنرمندیِ ماست
هر کسی نغمه ی خود خوانَد و از صحنه رَود
صحنه پیوسته
بجاست
خُرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد